|
گوشی معشوقه ی مورنظرت اینبار وقت کوبیدن به آن دیوار... کدام دیوار؟...همان دیوار اتاقکم؟ اااا نه! وقت کوباندن به دیوار اتاقک خاموش که چشم های عسلی مادر در آن با لب های نازش مسکوت مانده...تکه تکه شد معشوقه ات دیگر در دسترس هیچ بشری نیست ذره ذره مردنم را از روز میلاد تنم با عطر و بوی مرگ در خون رگ هایم با قدم های فرسوده ی نیمه شب هایم در راه روی کنار اتاقک i.c.u به انتظار نشسته ام... می بینی سایه ی مرگ را؟ که بر تمام زندگی کوچکم چنگ می زند هر لحظه؟! + 87/01/29 22:18 بهار(آن شرلی!) |
|
| ||||||